جملات غمگین سری بیستم

عشق با یک لبخند شروع می شه ،
با یک بوسه رشد می کنه
و با اشک تموم می شه

عشق با یک لبخند شروع می شه ،
با یک بوسه رشد می کنه
و با اشک تموم می شه

تنها گرمی بوسه ای ماند به جای
او رفت
تنها طرحی از درختان سبز
احاطه ام کردند
اورفت
ازهمان ابتدا میدانست
کوچک بودم و کودک
باورهایم شکست
تنها چندروز به وداع تابستان
وآغاز مهر دوباره مان
باقی بود
دریغ
ابرهای حسرت
باریدن گرفت
چتر آغوشت
پناه شکوفه های احساسم شد
کاش هرگز

می شود باران ببارد؟
![]()


دیگه تو رو ندارم ، تو رو از من گرفتن
/ گفتن فراموشت کنم ، منو دست کم گرفتن
گفتن که عشق تو کجا لایق عشق اون میشه ؟
/ گفتن برو که عشق اون ، قسمت دیگرون میشه

بـعـضی " آه " ها را... هـر چقدر هم که از تـه دل بکشی..
بـاز هـم سـینه ات خالـی نمی شـود...

خیالت راحــتـــــــــــــ…
دل شکسته ها نفرین هم بکننـــــــــــــــــد ،
گیرا نیـــــــــــــ ست…!
نفــــــــــــــــرین ،
ته دل می خواهــــــــــد
دل شکسته هم که دیــــــــگر
ســـــــــر و ته نــــــــدارد…

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...
تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...
تنهایی را دوست دارم زیرا....
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست
و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد

داشتنت حقیقتاً رؤیای قشنگی بود.

وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد نیــوتـوטּ رآ نمـے فهمـґ!
وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد مطمئـטּ میشـم انـرژے بـوجـود مـے آیـد!
وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد جــآذبــﮧ هــآ دو چنـدآטּ مـے شـود ...
وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد فیـزیـڪ و شیمـے رآ در هـґ مے شڪند!
همه مے گوینــد او فقـط لبـפֿـنـــد مـے زنــد!
نمے دآننــد!
وقتے لبـפֿـنـــد مـے زنــد ...

روی قلبی نوشته بودن شکستنی است ؛ مواظب باشید !!!
ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید !

من همونم که همیشه
غم و غصه ام بیشماره
اونیکه تنها ترینه
حتی سایه ام نداره
این منم که خوبیامو
کسی هرگز نشناخته
اونکه در راه رفاقت
همه ی هستیشو باخته

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

عشق یعنی التماس و انتظار
عشق یعنی بوسه ای بر دست یار
عشق یعنی پا و دل دنبال تو
عشق یعنی هرچه دارم مال تو
عشق یعنی خال و ابروی کمان
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی تا ابد با من بمان
::
::

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم
منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی
اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

بی وفا !!
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی
بـرای دلـتـنـگـی دارم
و نـه حـوصـلـه ات را..
ولـی بـا ایـن هـمـه،
گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد

چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،

غنچه عشق وا شد و تو را درون آن دیدم ، شبنمی شدم و بر روی تو باریدم
تا در اعماق قلبت بنشینم و با عشق و محبتت زنده بمانم

این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام!
خرد و تکه تکه شده ام…
اما از هم نمی پاشــــــــم
ولی شکسته ام
باور کن

مترسک را دار زدند، به جرم دوستی با پرنده…
که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد
اینجا “قحطی عاطفه”هاست…

و ببره تحویل بده، با دیدن غمهای دیگران آهسته
غمش رو در جیبش میگذاشت و به خونه بر می گشت ...

وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ،
از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...

می گویند : شاد بنویس ...

حرفهای زیادی داری
سکوت علامت چیست
نمیدانم علامت رضایت است یا همان جواب ابلهان خاموشی است
معنی جدیدی به سکوت داده ای
سکوتت را میفهمم
یعنی انتظار
.
.
.

روزهایی که دلم شکسته بود یادحرف های
پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت :
پینوکیو ! چوبی بمان ! آدمها سنگی اند ، دنیایشان قشنگ نیست !

نمی خواهد مرا «عاق» کنی؛
همین که نگاهت رنجیده باشد؛
دنیای من، جهنم است …!
.
.
.

اگر می دونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی
و اگر می دانستی که همیشه اشک می ریزم
هرگز تنهام نمی زاشتی

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزم
آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ،
بنشینی بر روی پاهایم و آهسته در گوشم بگویی که دوستت دارم
کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ،
تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ،
تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!
ببین خورشید را ،در حال غروب است ، نمیدانم ،میدانی اینجا که نشسته ام
چقدر سوت و کور است !؟
نیستی اینجا که اینگونه سرد و بی روح است ،
نیستی در کنارم که دلم تنها و پر از غصه، در این لحظه ی غروب است
هیچ است این دل بی تو ، تمام است لحظه های شادی بی تو،
بگیر دست مرا با آن دستان مهربانت،
به تو نیاز دارم همیشه و همه جا، به آن دل مهربانت
هستم تا هستی در این دنیای خاموش ،
نمیشوی ، حتی یک لحظه نیز از یاد من فراموش!
ندیدم تا به حال عشق و صداقت را جز از دل تو،
ندیدم تا به حال مهربانی و وفا را جز از قلب مهربان تو،
ندیدم یک قلب پاک را جز قلب درخشان تو تا به حال،
بیا تا ثابت کنیم به همه معنای یک عشق ماندگار!
برمیگردیم به سر خط ، دلتنگی مرا دیوانه میکند تا آخر خط ،
گفتم تا گفته باشم درد دلم را به تو ، یکی که بیشتر نیست در
این دنیا دیوانه ی تو!

می نوازم برای دلتنگی هایم
امروز من و گیتار خسته ام
احساس را فریاد خواهیم زد
چه غمگینانه می نوازد امروز
گیتار خاک گرفته ی من
از اعماق وجودم
احساس ژرفی را فریاد خواهم زد
این دوست داشتن ابدیست
و چه احساس قشنگیت
با تو تا همیشه ماندن
صدایم را می شنوی این منم
شاهزاده سرزمینی افسون شده
و هرگز فراموش نکن
من اینجا تنها در آستانه مرگ هم
فقط یک چیز خواهم گفت
دوستت دارم برای همیشه