جملات غمگین سری چهاردهم

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم
منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی
اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 17:26 توسط Sadaf
|

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم
منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی
اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

بی وفا !!
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی
بـرای دلـتـنـگـی دارم
و نـه حـوصـلـه ات را..
ولـی بـا ایـن هـمـه،
گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد

چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،

غنچه عشق وا شد و تو را درون آن دیدم ، شبنمی شدم و بر روی تو باریدم
تا در اعماق قلبت بنشینم و با عشق و محبتت زنده بمانم

این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام!
خرد و تکه تکه شده ام…
اما از هم نمی پاشــــــــم
ولی شکسته ام
باور کن

مترسک را دار زدند، به جرم دوستی با پرنده…
که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد
اینجا “قحطی عاطفه”هاست…