جملات غمگین سری یازدهم
باید برای زمستان کتی گرم بخرم،
با جیب هایی برای دستانم،
تن های تنها،
زود یخ میزنند…

یادم باشد به سهراب بگویم که عشق دیگر تپش قلبها نیست؛ صدای فنر تختهاست!!
یعنی میشود روزی برسد که بیایی مرا در آغوش بگیری ، بخواهم از تو گله کنم ، تو بگویی هییییس … همه کابوس ها تمام شد …
پیچک می شوم ، وحشی می پیچم به پروپایت …
تاحتی نتوانی آنی بی “من” بود را زندگی کنی
خدا خیر ندهد بند کفشت را
ثانیه هایی از دیدارت را از من میگرفت …
چه سر به راه است دلتنگی را میگویم ، از گوشه ی دلم جم نمیخورد
این روزها
همه چیز بوی تو را دارد
حتی هوا …
آنقدر زیاد که دوست دارم …
رگهایم هم احساست کنند …
معنی دوست :
د = دور ازهم
و = واسه هم
س = سایه هم
ت = تا عمرداریم برای هم
اوایل به نظر می رسید که زندگی بی تو یعنی هیچ …
حالا که رفتی فهمیدم فقط به نظر می رسید
من و تو از همان روز اول ، محکوم به از دست دادن بودیم !
تو ، همان یک ذره احساست را …
و من …
تمام زندگی ام را !
روز مرگم اشک را شیدا کنید
روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک راباور کنید
روی قبرم لاله را پرپر کنید
جامه را خاک و خاکستر کنید
خانه ام را وقف نیلوفر کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید
دور قبرم را کمی خلوت کنید
بعد مرگم خنده را از سر کنید
رفتنم رادوستان باور کنید

مثلِ همیشه برای تو می نویسم
تو
به نیت هر که دوست داری بخوان …
گاهی اونقد رمزخرف میشم که برای بقیه قابل درک نیستم…حتی عزیزترین کسمو از خودم میرونم … اماتوی اون لحظه تودلم آرزو میکنم بهم بگه: میدونم دست خودت نیست عزیزم …. درکت میکنم !!!
یه روزی من بودم نفسش بعد شدم باعث تنگی نفسش! رفت سراغ یکی دیگه…
حس خوبی نیست در رویای کسی گم شی که فکرتو حتی تو خوابشم نمی گنجه.
این روزها میگذرند ولی من به آسانی از این روزها نمیگذرم..
به سلامتی اونی که وقتی توبغلم گرفتمش وجودم لرزید، نه از ترس نه ازعشق بازی. از وحشت فردای بدون اون!!!
آنجا را نميدانم اما،