به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی اونی که زود میرنجه ، زود میره ، زود هم برمیگرده . . .
اما اونی که دیر میرنجه ، دیر میره و دیگه بر نمیگرده . . .

 

 

 

 

 

 

اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم
اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم
اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم . . . ؟

 

 

 

 

 

 

فرض کن
به عکاس بگویم
تارهای سپید را سیاه کند
و چین و چروک را ماست مالی
و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد
باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت · خیره مانده ام . . .

 

 

 

 

 

 

خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی / تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی

اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی / پشیمان میشدی از این که عشق را آفریدی . . .

 

 

 

 

 

 

تقصیر من که نیست !
این بغض های سمج عادت شان شده است که مدام سر از کار دلم در آورند . . .

 

 

 

 

 

 

از آجیل سفره ی نوروز ، چند پسته ی لال مانده است ، آنها که لب گشودند ، خورده شدند ! آنها که لال ماندند ، می شکنند ! دندانساز راست میگفت : پسته ی لال ، سکوتش دندان شکن است . . .

 

 

 

 

 

 

وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : حیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود . . .

 

 

 

 

 

 

گریه ام میگیرد وقتی میبینم کسی که همه دنیای من بود ، منت دیگری را می کشد . . .

 

 

 

 

 

 

هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !

 

 

 

 

 

 

چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم ، وقتی کل زندگی گریه دار است . . .

 

 

 

 

 

 

چقدر درد دارد وقتی که از عشقت یک شماره خاموش مونده باشه برات‏ . . .