منتظرم

باز هم شب آمده
شب لباس سیاهه خود را به تن کرده
سیاه تر از همیشه
همه خوابند
ولی چشمهای من خواب را نمیخواهند
من از شب هراسانم
ستاره ای دیگر نیست
مهتاب هم بخواب رفته
من بیدار به انتظار مهتاب
شبی مهتاب خواهد آمد
باز هم انتظار
چند سال از این انتظار میگذرد؟
ده، بیست، سی،....
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22:5 توسط Sadaf
|
آنجا را نميدانم اما،